خاطرات ایلیا

بدون عنوان

خیلی وقته چیزی ننوشتم برات و کم کم دارم استرس میگیرم به خاطرش دیدم اخر بهمنه بیام برات بنویسم کارنامتو گرفتی همه ی نمره هاتم خیلی خوب شد.تولدتم که سه تایی با بابا رفتیم بیرون کادو تولدتم خودت انتخاب کردی فعلا چیز دیگه ای یادم نمیاد تا بعد که بیام تکمیلش کنم هفتم هشتم بهمن هم برف اومد و مدرسه ها یکی دو روز تعطیل شد چند روزم که برا الودگی تعطیل بود ادم برفی هم که رفتی روی پشت بوم درست کردی ...
29 بهمن 1396